تبليغاتX
تـــنـــهـــا تـــریـــن جـــزیــره

تـــنـــهـــا تـــریـــن جـــزیــره

آغازم به پایان رسید

(امشب من دارم این شهر رو ترک میکنم و برای زندگی به جای دیگه ای میرم پس این مطلب رو بیشتر بعنوان خداحافظی نوشتم و تقدیمش میکنم به همه ی دوست های خوبم از جمله امیر جان:)

ای دوست دلم گرفته و آسمان سینه ام بارانی است .امشب انبوهی از خاطرات را برایتان میگذارم و میروم.قلبم نزدتان به امانت بماند و فراموشم نکنید که آغازم بسیار زود به پایان رسید و به راستی امشب درست فهمیدم که هر چیزی که روزی آغاز شد روزی پایان می یابد .دیگر آغاز هیچ عشقی را باور ندارم و حتی به این دیوارها اعتماد نمیکنم که بسیار سست اند و من هزاران بار مانند امشب زیر آوار زندگی مانده ام آری من میروم اما نه برای همیشه ای دوست فراموشم نکن که من بدون تو از باران گریان ترم از خزان عریان ترم و از باد آواره تر..............فراموشم نکن.

و در آخر:

نگذار که یاد ما را طعم تلخ این حقیقت ببرد

این حقیقت است که از دل برود هر آنکه از دیده رود

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم تیر 1385ساعت 1:2  توسط نوید  |